به گزارش صدای بورس، در حالیکه روند نرخ ارز در بازار رسمی و حوالهای طی ماههای اخیر با شیب ملایم صعودی همراه بوده و به تدریج به سطوح بالاتری رسیده است، بررسی جدید بهین بورس نشان میدهد این افزایش هنوز بهطور کامل در صورتهای مالی شرکتهای صادراتمحور منعکس نشده و شکاف معناداری میان نرخهای تسعیر شرکتها و نرخهای واقعی بازار وجود دارد.
بر اساس این گزارش، میانگین نرخ ارز توافقی در مرداد ۱۴۰۵ حدود ۱.۵۴ میلیون ریال و میانگین نرخ ارز آزاد حدود ۱.۸۹ میلیون ریال ثبت شده است؛ فاصلهای که باعث شده نحوه شناسایی درآمد ارزی در شرکتها بهشدت متفاوت باشد.
در همین چارچوب، دادههای استخراجشده از ۹۸ شرکت صادراتمحور نشان میدهد بدنه بازار به سه دسته مشخص تقسیم شده است؛ دستهای که با نرخهای پایین تسعیر میکنند، گروهی که در محدوده نرخ توافقی قرار دارند و در نهایت شرکتهایی که به نرخهای نزدیک به بازار آزاد رسیدهاند.
در یک سوی این طیف، شرکتهایی قرار دارند که میتوان آنها را دارای ارز ارزان دانست؛ شرکتهایی که نرخ تسعیر آنها حتی پایینتر از محدوده ۱.۵ میلیون ریال است. در میان این گروه، نمادهایی مانند «سرود» با نرخ حدود ۱.۲۳ میلیون ریال و فخوز با حدود ۱.۲۹ میلیون ریال دیده میشوند که فاصله قابل توجهی با میانگین بازار دارند. این شرکتها نهتنها با نرخهای محافظهکارانهتری تسعیر انجام دادهاند، بلکه در برخی موارد نسبت به ماه قبل نیز کاهش نرخ ثبت کردهاند. چنین وضعیتی به این معناست که بخشی از سود واقعی آنها هنوز در صورتهای مالی شناسایی نشده و میتواند در آینده و با تغییر سیاستهای تسعیر یا همگرایی نرخها آزاد شود.
در نقطه مقابل، شرکتهایی قرار دارند که نرخ تسعیر آنها به محدودههای بالاتر و نزدیک به ارز آزاد رسیده است. نمادهایی مانند فملی، کگاز، کپارس و غانیزان با ثبت نرخهایی در محدوده ۱.۷ تا بیش از ۱.۸ میلیون ریال، فاصله کمتری با نرخهای واقعی بازار دارند. همچنین شرکت شپاس با ثبت رشد قابل توجه در مردادماه، بهعنوان یکی از نمونههای حرکت سریع به سمت نرخهای بالاتر شناخته میشود. این گروه از شرکتها بخش قابل توجهی از اثر نرخ ارز را در عملکرد خود منعکس کردهاند و از این منظر، ریسک کمتری از بابت تعدیل نرخ دارند.
در این میان، بخش عمدهای از بازار در وضعیت میانی قرار گرفته است؛ جایی که شرکتها در محدوده ۱.۵ تا ۱.۶ میلیون ریال تسعیر انجام دادهاند. شرکتهایی مانند زاگرس، شپدیس، شیراز و جم در این دسته قرار میگیرند؛ گروهی که نه به اندازه شرکتهای با تسعیر پایین دارای پتانسیل جهش سودآوری هستند و نه به اندازه شرکتهای پیشرو، اثر کامل نرخ ارز را در سود خود شناسایی کردهاند.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که به سهم بالای صادرات در فروش این شرکتها توجه کنیم. بسیاری از نمادهای مورد بررسی دارای سهم صادراتی بالای ۵۰ درصد و در برخی موارد نزدیک به ۱۰۰ درصد هستند؛ به این معنا که نرخ تسعیر ارز مستقیماً بهعنوان موتور سودسازی آنها عمل میکند و هرگونه تغییر در آن، میتواند به سرعت در سودآوری شرکتها منعکس شود.
در مجموع، گزارش بهین بورس نشان میدهد بازار سرمایه با یک دوگانگی مهم مواجه است؛ از یکسو شرکتهایی با ارز ارزان که سود بالقوه بالاتری دارند و از سوی دیگر شرکتهایی که به نرخهای واقعی نزدیک شدهاند و این ظرفیت را تا حد زیادی بالفعل کردهاند. همین تفاوت، نرخ تسعیر ارز را به یکی از مهمترین متغیرهای تحلیلی برای تفکیک نمادهای ارزنده در بازار تبدیل کرده است؛ متغیری که به نظر میرسد در ماههای پیشرو نقش تعیینکنندهتری در جهت حرکت بازار ایفا کند.




نظر شما